تبليغاتX
آسمان من

1.امشب بي خوابي زده به سرم دارم وبلاگ گردي ميكنم .اكثرا نوشته ها ايضا نوشته هاي خودم چرندن.اما يه جا رفتم كفم بريد طرف روزي 200تا كامنت داشت.از اين دختراي لوس با شعراي عاشقانه از اين شعرا منم بلدم بگم مثلا:من تنها هستم،تو تنها هستي،ما تنها هستيم،پس كي تنها نيست دشمن.حالا بياين 300تا كامنت بذارين تا حالش گرفته بشه. 2.چند روز پيش يكي از دوستاي قديميمو ديدم اين دوستم چون اسم ضايعي داشت ميگفت به فلان اسم صدام كنين حالا من گيج اون فلان اسم يادم نبود .از وسط خيابون داد زدم املبنين،سلام.يه چشم غره بهم رفت اما بغلم كرد بعدم فحشم داد كه اسمم مژگانه!از اين دوستاي دو اسمه زياد دارم مثلا اسمش منصوره اس ميگه بگين يگانه يا زينب ميگه مهشيد.خوب كه چي حالا چه فرقي داره اسم من بتول باشه يا روژان يا كلثوم باشه يا سارا؟مهم شخصيت آدماس نه اسم يا لقبشون.حالا پسرا دور بر ندارن كه اين لوس بازيا مال دختراس پسراي زياديو ميشناشم كه از اسمشون متنفرن .مثلا يكي و ميشناسم كه اسمش عبداله بود كلي دوندگي كرد تا اسمشو عوض كنه كلي دادگاه رفت ولي نشد آخرشم پدر محترم متوسل شد به رشوه! 3.از اونجايي كه به جاده شمال و راننده ها اعتباري نيست و يه عالمه جنازه و زخمي توي جاده ديدم ترس برم داشته .نميدونم چه مرگم شده. 4.ديروز كلي بازديد كننده داشتم اما كامنت يكي.آي ماتحت آدم ميسوزه آي ميسوزه.لااقل 4تا فحش بدين بعد برين. 5.تركه ميره مكه برميگرده ميگن چطور بود؟ ميگه :بازم خدا نبود ملت تو حياط ولو بودن.(جوك سرلاكي هم بلدم اما فعلا به دلايلي معذورم) 6.شاد باشيد 7.مردشورتو ببرن بلاگفا باره دوم مينويسم.
+ تاريخ چهارشنبه 21 تیر1385ساعت 2:51 نويسنده نسرين |
1.اگر مردي زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نكند <<بيخ ريش پدرش مونده >> است. 2.اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند،مهماني بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد << ددر>>رفته بوده و رفيق داره.... 3.اگر مرد با خشونت صحبت كند<< لحن مردانه>>دارد واگر زن با خشو نت حرف بزند << بي ادب و دريده >> است. 4.اگر مرد ضعيف النفس و سهل انگار باشد <<جوانمرد>> است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد<< بي عرضه و شلخته>> است. 5.اگر مرد ساعتها با كسي در گوشي صحبت كند<< كسب اخبار>> است و اگر زن قدري حرف بزند<< وراج>> است. 6.اگر مردي در حضور ديگران به زنش محبت كند واورا ببوسد<<مهربان و وفا دار>>است ولي اگر زن اين كار را بكند <<بي حيا>> است. 7.اگر مرد پر خور باشد <<خوش اشتها>> است ولي اگر زن پر خور باشد<< شكمو>> است. 8.اگر مرد 40 سال داسته باشد جوان است و اول چلچليش است ولي اگر زني 35 سال بيشتر نداشته باشد <<مادر فولاد زره>> است. 9.اگر مرد خراج باشد <<دست و دلباز>> است و اگر زن خراج از اب در بيايد<< خانه خراب كن>> است 10.اگر مرد خسيس باشد <<صرفه جو>> است اگر زن بخيل باشد <<گدا>>ست. 11.اگر مرد موهاش سفيد شده باشد <<پخته و موقر>> است ولي اگر زن موهايش قدري خاكستري شده باشد <<عجوزه و پير كفتار>> است . 12.اگر مرد كم حرف باشد <<متين و سنگين>> است ولي اگر زن كم حرف باشد از <<خود راضي و اخمو >>است. 13.اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر هم دراز و گنده و بي قواره علامت <<مردانگي و زينت >>است ولي اگر زن مويي در صورت داشته باشد واي واي خدا بدور نگو نگو. .................................................................................................................................... 1.دارم ميرم شمال احتمالا سه هفته اي نيستم.جايي كه ميرم تا دو سال قبل تلفنم نداشت چه برسه به اينترنت.دلم واسه همتون تنگ ميشه هم واسه نوشتن هم واسه خوندن وبلاگاتون. 2.سارا رفت بلاگ اسكاي .منم وقتي برگشتم ميرم .بلاگفا شده عذاب. 3.ممكن آخرين پستم باشه اما سعي ميكنم فردا هم بنويسم. 4.شاد باشيد
+ تاريخ سه شنبه 20 تیر1385ساعت 15:45 نويسنده نسرين |
جام جهاني تموم شد .من شاد شاد از برد ايتاليا اومدم وبلاگ گردي . واي چه حالي ميده تيمي كه دوسش داري قهرمان بشه .وقتي داشتن جامو ميدادن من براي صدمين بار آرزو كردم كاش آلمان بودم اما تا قيافه غمبار ترزگه رو نشون ميدادن جيگرم كباب ميشد يه ملت تا صبح ميزننو ميرقصنو شادن اما يه ملت ديگه دارن غصه ميخورن. (چه كنيم ما هم مثل خواهران بسيجي آماده به جنگ همواره در حال دل سوزوندن واسه بقيه مردم دنياييم) هر چند اين دوره اصلا به من نچسبيد چون يه بازيشم نتونستم مثل آدم ببينم هر چي بدبختي داشتم افتاد تو جام جهاني (نميدونم شايدم جام جهاني افتاد تو بدبختيام)اما شاهنامه آخرش خوشه . خدا كنه دوره بعدي انقدر گرفتار نباشم خودمم هنوز باورم نميشه از ديدن چه بازيايي گذشتم مثل آرژانتين ـ هلند يا ايتاليا ـ چك و يه عالمه بازي توپ ديگه اميدوارم اين همه فداكاري نتيجه بده تهش ضايع نشم . ولي از همه ضايعتر توتي بود با اون پرچمي كه مثل روسري بسته بود ديگه كاملا شبيه عجوزه ها شده بود.(فحش نده فانتاسي من) ........................................................................1.يه روز يه دختر بچه با يه پسر بچه ميرن حموم دختر به پسر ميگه ميذاري با .. بازي كنم پسره ميترسه :ميگه نه نه ..........تو مال خودتو شكوندي.
+ تاريخ دوشنبه 19 تیر1385ساعت 1:37 نويسنده نسرين |
آموخته ام كه زندگي دشوار است ،اما من از او سختترم... آموخته ام كه اين زمان است كه زخمها را شفا ميدهد نه عشق... آموخته ام كه اين نياز است كه انسانها را به يكديگر نزديك ميكند نه انسانيت و محبت... آموخته ام كه بايد همچون فولاد محكم باشم تا هر زمان چكش مصيبت بر سرم فرود آمد ،متانت خود را حفظ كنم .. آموخته ام كه هنگامي كه با كسي درد و دل كردم براي فرداي ان روز خود پيشقدم شوم و به خواجه حافظ شيرازي خود خبر دهم... آموخته ام كه در مقابل دروغهاي دوستان به ظاهر صميمي،لبخند بزنم،با احترام سر فرود آورم... آموخته ام كه اگر خواستم خود را عزيز كنم بايد واقعيت ديگران را دروغ جلوه دهم تا كمبودهاي وجودم را جبران كنم... آموخته ام كه ته مرگ عزيز جنايت است نه حق(البته به نظر دوستان...) آموختهام كه همه ميخواهند روي قله زندگي كنند،اما تمام شاديها و پيشرفتها وقتي رخ ميدهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستيم. يه حرف جالب براي يه انتهاي قشنگ،براي موفق شدن در يك گروه دوستي، هميشه اطرافيانت را له كن وخودت را سر دسته جمع قرار بده (البته بادروغ..) .................................................................................................................... 1بازي ديشب تنها بازي جام بود كه برنده برام فرقي نداشت اما امشب... دارم از استرس سكته ميكنم فقط ايتاليا .چي ميشد من امشب آلمان بودم انوقت ايتاليا ميبرد ميريختيم وسط زمين واااااااااااااي ته حال(نه كه اونجا مثل اينجا بي درو پيكره :) ) 2.زن رشتيه دير مياد خونه شوهرش ميگه خانم جان چرا دير امدي ؟ زنه ميگه آخه يه مرده افتاده بود دنبالم ....مرتيكه انقدر يواش راه ميومد . 3. گير ندادم به رشتيا همين جوكه الان توي ذهنم بود فردا گير ميدم به تركا :D
+ تاريخ یکشنبه 18 تیر1385ساعت 11:58 نويسنده نسرين |
سلام يه وقت فكر نكنيد تنبلي ميكنم سرم خيلي شلوغه اين يه ساعتي هم كه ميشينم سر گرم قالب وكاراي ديگه وبلاگ ميشم ازبچهگي همين جور بودم اصل ول ميكنم ميچسبم به فرعيات حساسيتاي الكي.از اين به بعد توي هر پست يه جوك يا يه جمله قصار مينويسم نميدونم اين دو تا چقدر به هم ربط دارن اما تنوع ديگه. رشتيه زنش ميميره چكاش برگشت ميخوره! --------------------------------------------------------------- 1.خيلي با فاصله مينويسم اما نميدونم چرا مياد اينجا تو هم تو هم ميشه . 2.عزيزايي كه نظر گذاشتين ممنون.
+ تاريخ شنبه 17 تیر1385ساعت 2:2 نويسنده نسرين |
دنبال يه قالب جديدم اين قالب خيلي سرد خودم ميام يخ ميكنم . قالبا راضيم نميكنن . اگه خواستين لينكم كنين از اسم نسرين اسكاي استفاده كنين . دوستون دارم فعلا --------------------------------------------------- 1.سارا جان و مدير عزيز ممنون از تبريكتون 2.شاد باشيد
+ تاريخ پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 15:51 نويسنده نسرين |
سرم خورده به ديوار دارم وبلاگ نويسي و شروع ميكنم. هميشه عاشق نوشتن بودم تا دلتون بخواد دفتر خاطرات دارم.هر حالي كه داشتم يه خودكار برميداشتم و توي دفتر يا ورق يا هر چي مينوشتم براي همين دفترم پر از ورقه هاي بي سروته.وبلاگ گردي برام يه شروع تازه بود از اول دلم ميخواست يه وبلاگ داشته باشم اما يا وقتش نبود يا حوصله از همه مهمتر اينكه چي ميخواستم بنويسم نه مامانم كه از شيطونيا وخرابكارياي بچه م بنويسم نه عاشقانه با غضنفر و اصغر و جواد.ولي بالاخره شروع كردم چون تنبلم و هيچ جا نظر نميزارم فكر نكنم زياد خواننده داشته باشم اما همشم تنبلي نيست گاهي كامنت دوني مي خونم ميبينم همه چيزو گفتن من چرا خودمو خسته كنم البته اگه از مطلب خوشم بياد حتما يه چيزي مينويسم اما شما تنبلي نكنين. اولا احتمالا از ذوق هر روز مينويسم اما بعدشو تضمين نميكنم.از همه چيز مينويسم زندگي ،عشق ،فوتبال ،سياست و.... جايزه جايزه به اولين نفري كه لينكم كنه جايزه ميدم يك دستگاه ماكسيمال هووووووووووووووووووووووووووووووورا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.اولا نوشتن برام يكم سخته كمكم كنين 2.دومين باره اين اراجيفو مينويسم اميدوارم باز مسخره بازي در نياره
+ تاريخ پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 2:21 نويسنده نسرين |