۱.مردي به ديدن دوستش رفت و ديد كه او با سگش مشغول شطرنج بازي است.از ديدن اين صحنه بسيار شگفت زده شد و گفت: نميتوانم به چشمانم اعتماد كنم واقعا باور كردني نيست. و ادامه داد : اين باهوش ترين سگي است كه در عمرم ديده ام.
مرد در جواب گفت: نه بابا زياد باهوش نيست از ده دفعه اي كه بازي كرديم سه بارش را باخته است.
۲.بي هدف دارم توي خونه ميچرخم كه چشمم ميوفته به يه آبنبات دسته دار...يادم مياد كه خيلي وقته از اينا نخوردم....بازش ميكنم و ياد اون روزايي مي افتم كه با بچه ها ميخريديم و توي خيابون ميخورديم ميخنديديم...چه روزايي بود....خيره ام به خيابون وقت رفتن به مدرسه اس دخترا و پسرا ميدون تا قبل از زنگ برسن....پسرا توي سر كله هم ميزنن اما دخترا ارومن...يواش يواش حرف ميزن و گاهي ريز ميخندن...خيابون خيس...ميگم كي بارون اومد...ميگه:وقتي خواب بودي....كاش بيدار ميشدم....يهو ميخكوب ميشم روي پشت بوم يكي از همسايه ها..يه مستطيل تقريبا به طول يه متر و عرض ۴۰ ،۵۰ سانت از زمين اومده بالا وارتفاعشم ۲۰ سانت ميشه....اول فكر كردم سنگ قبر چون مثل همون اومده بالا... .اما بعد ميگم كي يه مرده رو توي پشت بوم چال ميكنه(يا چه كسي جسدي را در پشت بام دفن ميكند؟)...يعني چيه؟...حداقل صد بار اينو از خودم ميپرسم....به هيچ نتيجه اي نميرسم....بعد يهو ميگم...نكنه سقفشون آب ميداده اينو زدن تا جلوي سوراخو بگيرن؟!....از فكرم خنده ام ميگيره...ولي انگار واقعا علتش همينه....يعني قحطي ايزوگام اومده؟...ابنباتم هنوزتموم نشده و هنوز جلوي پنجره ام...كوچه خلوته...شايد چون سر ظهر....دو باره برميگردم به عقب اون وقتايي كه بچه بوديم...كل عرض كوچه از دايره بزرگ ما پر ميشد....وصداي آليسا آليسامون همه محلو بر ميداشت...پشت هم ماشين ميومد تا رد بشه و ما هي مچاله ميشديم...آرزوي يه كوچه خلوت مثل آلانو داشتيم.... ابنباتم خيال تموم شدن نداره...اوضاع خونه چند روزيه كه آرومه...همه تقريبا منتظريم خونه فروش بره و بريم يه جاي ديگه.....اميدوارم آرامش قبل از طوفان نباشه....ديگه حوصله بحث قسط و پول و وام و هزار كوفت ديگه رو ندارم.....با اين وسواسي هم كه توي انتخاب خونه داريم فكر نكنم به زودي پيدا بشه....از اين جماعت بنگاه دارم كه اصلا خوشم نمياد....چاخان پشت چاخان....تعريف هاي الكي...اسم حداقل ۹۰ درصدشونم صداقت...وچقدر هم بهشون مياد...آبنباتم هنوز ادامه داره....
۳.از نظرات زيباتون ممنونم...واقعا بهم آرامش ميدن...به همتون سر زدم و نوشته هاي زيباتونو خوندم اما يكم تنبلي كردم و كامنت نذاشتم...بازم پيشتون ميام...
۴.اينو ميدونستين....اگر در پاركي پيكره شخصي بر روي اسبي قرار داشته باشد كه هر دو پاي جلويي آن اسب به هوا بلند شده است،نشانه آن است كه آن شخص در جنگ كشته شده است....اگر يه پاي اسب به هوا بلند باشد نشانه آن است كه فرد در جنگ زخمي شده است...اگر هر چهار دست و پاي اسب بر روي زمين باشد،نشانه آن است كه آن شخص به مرگ طبيعي مرده است....!!!
۵.شاد باشيد

